بعد ارسال اطلاعیه شماره دوم دوباره با حسین محمد زاده تماس گرفتیم و در مورد شکستن اعتصاب غذا با او صحبت کردیم خوشبختانه هم کنون حسین بعد از 4 روز اعتصاب غذایی خشک ، اعتصاب غذایی خود را شکست.
در ضمن حسین توضیح داد که از این ببعد می تواند با رادیو های استکهلم تماس بگیرد و اطلاعتی در مورد وضعیت خود ارائه دهد.
سازمان سراسری پناهندگان ایرانی واحد استکهلم
رعنا کریم زاده
0739286842
وضعیت دستگیری و حمله پلیس سوئد به خانه حسین محمد زاده را در اطلاعیه های قبلی توضیح دادیم و قول دادیم که تمام سعی خود را برای جلو گیری از دیپورت حسین انجام خواهیم داد.
بعد از تماس های مکرر فریبا بصیری مسئول روابط عمومی سازمان سراسری پناهندگان ایرانی با پلیس سوئد و مسئولین زندانی که حسین در آن نگه داری میشد، بالاخره امروز متوجه شدیم که حسین را به زندان اداره مهاجرت انتقال خواهند داد. به محض اطلاع با مسئولین زندان اداره مهاجرت تماس گرفتیم و اداره مهاجرت از دادن هر گونه اطلاعات به ما خوداری کرد. ساعت 15.00 امروز شنبه 19 ژانویه 2008 هیئتی از سازمان سراسری پناهندگان ایرانی( فریبا بصیری و بهنام آرانی) به همراه همسر حسین به زندان اداره مهاجرت مراجعه کرد و بعد از یک ساعت انتظار بالاخره موفق به ملاقات با حسین شدند.
حسین 4 روز است که اعتصاب غذا کرده است وضعیت جسمانی او مناسب نیست و هر لحظه امکان دیپورت او به ایران وجود دارد.
با هماهنگی با وکیل حسین قرار است روز دوشنبه تقاضایی جدیدی جهت جلو گیری از دیپورت حسین به اداره مهاجرت ارسال شود. همچنین سازمان سراسری پناهندگان ایرانی روز دوشنبه با اداره مهاجرت تماس خواهد گرفت و وضعیت حسین را پیگیری خواهد کرد.
سازمان سراسری پناهندگان ایرانی واحد استکهلم پرونده حسین را دنبال و تمام سعی خود را خواهد کرد تا از دیپورت حسین جلوگیری کند.
کمپین سازمان سراسری پناهندگان ایرانی تا به رسمیت شناخته شدن حق اقامت حسین از طرف اداره مهاجرت سوئد ادامه خواهد یافت
رعنا کریم زاده
سازمان سراسری پناهندگان ایرانی واحد استکهلم
تلفن تماس : 0739286842
ابراهیم لطف الهی روز یکشنبه گذشته به دستوررئیس شعبه سوم بازپرسی دادگاه انقلاب اسلامی استان کردستان بازداشت شد.نیروهای امنیتی براساس این دستور ابراهیم لطف الهی را درمحل امتحانات دانشگاه مرکزپیام نور سنندج دستگیرکرده بودند.

|
|
|||
خانواده ابراهیم ازطریق همکلاسی ها یش ازبازداشت ایشان توسط نیروهای لباس شخصی اداره اطلاعات باخبرشدند.
پیگیری خانواده ابراهیم برای اطلاع ازسرنوشت فرزندشان درچند روز گذشته بی جواب بود. چهارشنبه شب ازطرف اداره اطلاعات خانواده ایشان مطلع شدند که ابراهیم جانش را ازدست داده است.
ابتدای خبر تلاش نیروهای امنیتی براین بود که خانواده را متقاعد کنند تا بدون هیچ اطلاع رسانی جنازه فرزندشان را درمحلی به خاک بسپارند.
|
|
|||

|
|
|||
خانواده ابراهیم به این جنایت اعتراض کردند و خواستار پیگیری چگونگی به قتل رساندن فرزندشان شدند. درنهایت مشخص شد که ابراهیم دراین چند روز تحت شکنجه شدید بوده ودرحین بازجویی به قتل رسیده است.
انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر قتل ابراهیم لطف الهی را یک بعنوان یک قتل عامدانه محکوم میکند.
وازهمه نهادهای مدافع حقوق بشرومردم آزادیخواه میخواهد به این جنایت اعتراض کنند.
Amir
Bostan manesh
stockholm
درحالي كه رژيم خونخوار جمهوري اسلامي به خيال پوچ خود ميخواهد با ايجاد جو رعب و وحشت و سياست
سركوب از مردم زهرچشم بگيرد. ولي فرياد ازآدي خواهي و برايري مردم به خصوص قشر جوان و دانشجويان هر روز رساتر و پررنگتراز قبل به گوش ميرسد.و جلادان و نوچه هاي رژيم جمهوري اسلامي در
برخورد با حركات شجاعانه و تحسين برانگيز مردم به خصوص جوانان دانشجو در همگاني كردن فرياد آزادي خواهي و عدالت خواهي سخت دچار آشفتگي شده اند و واكنش عصبي و وحشيانه آنها ناشي از برخورد
سياست سركوب به يك سد عظيم به نام فشار اجتماعي است
.

همه اينها درحالي رخ ميدهد كه زندانبانان و اعتراف گيران رژيم منحوس جمهوري اسلامي، هر روز بيش از پيش چاقو به گلوي جوانان و زندانيان سياسي تيز ميكنند و با اجراي مجازات قرون وسطائي مانند بريدن دست و پا و پرتاب از بلندي و در ناجوانمردانه ترين و كثيف ترين اقدام خود، حلق آويز كردن يك زنداني مجروح روي برانكار هر روزه نام جمهوري اسلامي ايران را به عنوان يكي از بزرگترين كشورهاي ناقض حقوق بشر در دنيا مطرح ميكنند
.

كجايند فعالين حقوق بشر تا ببينند كه روزانه چندين انسان بي گناه بر اثر نداشتن پشتوانه افكار عمومي در دخمه هاي مخي رژيم جمهوري اسلامي، زنده به گور و سلاخي و بي سر و صدا دفن ميشوند.
كجايند فعالين حقوق بشر تا ببينند كه هر روزه فاطمه نام هاي 8 ساله درشهر ري و شهرهاي ديگر ايران بر اثر اعتياد به مواد مخدر و مصرف كراك جان خود را از دست ميدهند.
كجايند فعالين حقوق بشر تا ببينند كه زندانيان زندان رجائي شهر كرج را به مدت 3 روز در حالي كه دماي هوا به 17- درجه ميرسد از داشتن سيستم گرمايشي محروم ميكنند.
كجايند تا ببينند كه فردي را كه عقيده و فكرش با رژيم جمهوري اسلامي همسو نيست ، از ابتدائي ترين حقوق انساني از جمله حق تحصيل، حق زندگي ، حق كار و كسب در آمد محروم ميكنند در حالي كه بسيجيان و نوچه ها و چماق داران خودشان با استفاده از امتيازات ويژه و رانت حكومتي به دانشگاه ميروند.
كجايند مسئولان سازمان عفو بين الملل تا ببينند بيش از 70 نوجوان محكوم به اعدام در زندان هاي ايران در انتظار اجراي حكم مرگ خود هستند ويا با اعدام راحله نام ها به جرم دفاع از ارزشهاي خانواده و تقابل با خواست هاي هوس بازانه شوهرش هزاران كودك را از داشتن حق پدر يا مادر محروم و به سرنوشتي مبهم ميسپارند
.
كجايند تا ببينند كه زندانيان سياسي را مجبور مي كنند تا جلوي دوربين بنشينند و عليه خودشان حرف بزنند تا با اين كار بتوانند چهره كثيف و حيواني خود و سياست شان را پشت اعترافات دروغين آنها پنهان نمايند.
آري ، همه اينها دردي است كه ميليونها نفر در ايران با آن دست و پنجه نرم ميكنند، دردي كه آخوند هاي ضد بشر و نظام استوار بر سرمايه و استثمار بر ما تحميل كردند. در كشوري كه سرشار ازمعادن و منابع غني نفت و گاز و ... است، امروزه بايد بي خانماناني وجود داشته باشند كه تمام دنيايشان كارتون يخچالي است كه شبهاي سرد زمستان را تنها و غريبانه در آن مي گذرانند و به شعله هاي پر از دود سطل آتشي زل ميزنند و به آينده مبهم خود مي انديشند و يا دختران جوان دانشجوئي كه براي تهيه هرينه تحصيل خود در محيط مترو و با جوي سر شار از استرس ناشي از گماردن پليس در واگنهاي قطار دستفروشي ميكنند.
البته و صد البته اين است بركات نظام 30 ساله جمهوري اسلامي و دولت كنوني ايران كه شعار اصول گرائي و عدالت طلبي داشت اما امروز به همگان ثابت شد كه كثيف ترين دولت 30 ساله جمهوري اسلامي بوده كه بزرگترين كارش تشديد زجر و شكنجه و فقر مردم بوده است.
امروز ما قشر جوان ايران، به نمايندگي از ميليونها انسان زجر كشيده كه به ندرت ميتوان حتي يك لبخند ساده روي لبشان ديد ، به شما و رژيم منحوستان پيام ميدهيم كه همه دست به دست هم زمينه نابودي و تعطيلي حكومت 30 ساله تان را فراهم ميكنيم و مي گوئيم كه ديگر دست شما براي همگان رو شده است ديگر زمان آن گذشته كه با بازي كردن با احساسات و عقايد مردم و ترويج باورهاي خرافي به اهداف پليدتان دست يابيد.
بدانيد كه ما آگاهيم و تا آخرين نفس در راستاي افشاي جنايات شما به تمام دنيا و سرنگوني رژيم سراسر پوشيده از وحشي گري ، استثمار، ريا و ظلم تان مبارزه ميكنيم.
امير بستان منش
(استكهلم)

با بازداشت دست کم 9 دانشجوی دیگر در تهران، شمار دانشجویان بازداشتی به بیش از 40 تن رسید
مرتضی اصلاحچی (دانشجوی فلسفه دانشگاه علامه)، آناهیتا حسینی (دانشجوی دانشگاه تهران)،سروش ثابت (علوم کامپیوتر دانشگاه شریف)، محمد پورعبدالله (مهندسی شیمی دانشگاه تهران)، ساناز اللهیاری (خواهر مهدی اللهیاری)، امین قضایی، سروش دشتسانی و بیتا صمیمی زاد، 9 تن از فعالان دانشجویی دانشگاه های تهران، شب گذشته بازداشت شده اند. با این حال به نظر می رسد، شمار دانشجویان بازداشت شده بیش از 9 نفر باشد.
خانواده این دانشجویان، ضمن اعلام این مطلب" که فرزندانشان از بعدازظهر روز گذشته، به منزل مراجعه نکرده و دستگاه های تلفن همراه آنان خاموش است." نسبت به شرایط آنان ابراز نگرانی کردند.
همچنین خانواده امین قضایی و سروش دشتستانی ، با تأیید خبر بازداشت این دو دانشجو، گفتند:
که مأموران وزارت اطلاعات، با مراجعه به منزل آنان، اقدام به تفتیش و بازرسی منزل نمودند.
تاکنون از چگونگی بازداشت افراد نامبرده و محل نگهداری آنان اطلاعی در دست نیست. با این وجود به نظر می رسد، کلیه بازداشت شدگان به زندان اوین منتقل شده باشند.
گفتنی است، هم اکنون شمار دانشجویان دربند به حدود 60 تن رسیده است.
پیش تر در روزهای 11 تا 16 آذرماه، حدود 30 تن از فعالان دانشجویی طیف چپ از سوی نیروهای اطلاعات بازداشت و به بند 209 انتقال یافته بودند.
انعکاس این اکسیون در روزنامه پرتیراژ سیتی و مصاحبه با رعنا کریم زاده دبیر سازمان سراسری پناهندگان ایرانی_ استکهلم و همچنین مصاحبه با همسر سوئدی حسین محمد زاده


در حمايت از پناهجوي بازداشتي حسين محمد زاده سازمان سراسري پناهندگان واحد (استكهلم) آكسيوني را از ساعت 10:3۰صبح امروز در مين توريت (روبروي پارلمان سوئد) با حضور جمعي از فعالين
پناهندگی در استكهلم و همسر سوئدي حسين و وكيل ايشان( اوا حدادي ) برگزار كرد.

در اين حركت اعتراضي كه با اسقبال رسانه هاي مختلف مواجه شد تني چند از نمايندگان احزاب و سازمانهاي مدافع حقوق پناهندگي به سخنراني پرداختند كه از جمله اين سخنرانان (كاله لارسون) از نمايندگان حزب چپ پارلمان سوئد و از سر شناس ترين مدافعين حقوق پناهندگي در اسكانديناوي و رعنا كريم زاده دبير سازمان سراسري پناهندگان و منوچهر اسد بيگي از جمله فعالين سياسي در سوئد بودند.
|
|
|||

|
|
|||

|
|
|||

|
|
|||

امير بستان منش
(استكهلم)
بیش از یکماه از دستگیری دهها نفر از فعالین و رهبران دانشجوئی دانشگاههای مختلف ایران میگذرد. همه اخبار رسیده از زندانها حاکی از شکنجه های وحشیانه این دانشجویان توسط مامورین امنیتی و سپاه پاسداران است. اتهامات واهی اغتشاشگری به فعالین یک اعتراض بسیار مسالمت آمیز، و پاپوش دوزی ارتباط با احزاب سیاسی اپوزیسیون، یک توطئه و پرونده سازی آشکار است.
از طرف دیگر علیرغم تلاش وکلا و خانواده ها، آنها تا کنون اجازه ملاقات با دانشجویان زندانی را نداشته اند. حتی از محل نگهداری تعدادی از آنها خبر موثقی در دست نیست. خانواده ها، دوستان و همکلاسی های آنها در نگرانی جدی شبانه روزی به سر می برند. حمایت های داخل و خارج از ایران بی شک تاثیرات خود را داشته و دارند. اما تا زمانیکه این عزیزان آزاد نشده اند، این نگرانی ها به قوت خود باقی است. لذا ما جمعی از ایرانیان تصمیم گرفتیم برای رساندن فریاد آزادیخواهی و حق طلبی آنها و با خواست آزادی فوری و بی قید شرط تمام دستگیرشدگان، تحصنی سازمان دهیم. لذا از روز دوشنبه ١٤ ژانویه تا جمعه ١٨ ژانویه ٢٠٠٨، هر روز از ساعت ٩ صبح تا ٦ بعد از ظهر در مقابل دفتر مرکزی عفو بین الملل خواهیم بود. و ازهمه مردم آزادیخواه و تمام احزاب و سازمانهای انسان دوست میخواهیم که به این تحصن و تلاش برای آزادی این عزیزان بپیوندند.
در این رابطه از سازمان عفو بین الملل بعنوان مرجع ذیصلاح بین المللی خواهان اجرا مفاد زیر هستیم:
تلاش برای آزادی فوری و بی قید و شرط دانشجویان زندانی
تلاش برای قطع فوری و بلادرنگ هر گونه شکنجه جسمی و روحی
تلاش برای دسترسی دانشجویان زندانی به وکلای مدافع خود
تلاش برای تامین ملاقات فوری خانواده دستگیر شدگان با دانشجویان دربند
درکنار همه تلاشهای این سازمان ما خواهان اعزام هیئتی از طرف آن به تهران برای بررسی همه امکانات و ملزومات لازم در خدمت این امر در کنار خانواده ها و وکلای محترم این عزیزان در محل هستیم.
آدرس عفو بین الملل:
1 Easton St
London, WC1X 0DW, UK
نزدیکترین ایستگاه قطار:
Farringdon station and kings cross station
هماهنگ کنندگان تحصن:
نسرین پرواز - تلفن:07930525382
دیبا علیخانی - تلفن:07956499118
ایمیل: release.students@yahoo.com
کمپین دفاع از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب
١٠ ژانویه ٢٠٠٨
برای اطلاعات بیشتر می توانید به وب سایت رسمی این عزیزان مراجعه کنید:
سایت ایران تلگراف
امیر بستان منش
(استکهلم )
هر چه رژیم بنیادگرا تر ، جوانان آزادیخواه رادیکال تر
بارها دربسیاری از رسانه های دیداری و نوشتاری واینترنتی داخلی و خارجی ، متعلق به جمهوری اسلامی و جناح هایش ویا اپوزوسیون و احزاب مخالف رژیم ، صحبت از (( جوانان)) شده و می شود . چرا که ما خارج از طبقات موجود در جامعه نیستیم . جوان میتواند خود روزنامه نگار، فعال زنان، سیاسی و حقوق بشری باشد . کارگر ، معلم ، کارمند ، هنرمند ، راننده تاکسی ، پرستار ، زحمت کش و... باشد ویا فرزند آنان . همچون خود من که تا چندین ماه پیش جواهر ساز جوانی در بازار تهران بودم و اکنون بناچارجوان پناهجویی در سوئد هستم . و دراین نوشته قصد دارم به گوشه هایی مختصر اما عمومی و کلی از نبرد و حمله نابرابر و یکطرفه سی ساله جمهوری اسلامی ، سرمایه و سیاهی وتباهی با جوانان ایرانی و بخصوص دانشجویان ، یکی ازعمده ترین گروه های پیشرو در جنبش های فعالین اجتماعی و سیاسی ایران و نتایج بدست آمده در دو سوی آن بپردازم .
درصد پائین و ناچیزی از جوانان ، بعلل ناآگاهی ، شستشوی مغزی ، خرافات و تحمیق ، منافع طبقاتی و قشری جناحی ، تعصبات خشک مذهبی ، ضدیت با مدرنیته و تمدن ویا مزدوری از طرفداران نظام فاشیستی و بنیادگرای جمهوري اسلامی اند. که همواره مورد توجه و حمایت و علاقه رژیم بوده و هستند 
واگر سردمداران نظام گاهی صحبت ازوجود آزادی بیان و عقیده برای جوانان در ایران و دانشگاهها می کنند ، دقیقا منظورشان آزادی تفکر و عمل برای همین درصد ناچیزخودی های ,عمدتا بسیجی و حزب الهی است ، که به موقع چماق و زنجیر و بی سیم و اسلحه بدست به حمایت از نظام جهل و سرمایه برخواسته ، به خوش رقصی پرداخته وبه جان مردم می افتند . که در این نوشته با اینها کاری نیست .
هرچه رژیم حمله ، تعرض ، سرکوب های وحشیانه ، بازداشت ، زندان ، شکنجه و 

تبلیغاتش علیه جوانان را در این سی ساله افزایش داده ، هرچه بر رعب و وحشت وایجاد جو خفقان و سانسور افزوده
و هرچه بسوی بنیادگرایی اسلامی اش رفته و ازامکانات وسیع رسانه ای شرعی ، قانونی و تبلیغاتی اش ، صدا و سیما ، کتاب های درسی مدارس و دانشگاهها ، مراسم اجباری مذهبی ، پوشش اجباری ، ودیگر ابزار تحمیق استفاده کرده تا بتواند جوانان را وادار به پذیرش اسلام سیاسی و بنیادگرایانه اش بکند ، و به اصطلاح آنان را اسلامی کند ،حتی حداقل در ظاهر و پوشش ! و از آزادیخواهی ، برابری طلبی و...دور کند ، کمتر موفق شده ودقیقا نتیجه عکس گرفته .
و جوانان روز به روز و با همه محدودیت ها و موانعی که به وجود آمد ، رادیکال تر و سکولارتر شده اند ، در پی گیری خواستهای کم و بیش مشترکشان متحد تر و رفیقانه تر رو به جلو رفته و می روند . دیگرپنبه مردم سالاری دینی و حقوق بشر مسخره اسلامی زده شده و قوانین شرعی ضد انسانی و آموزه های خرافی دینی هیچ جایی در بین شان ندارد . تابوی مقدسات گذشتگان را شکسته اند . دیگر امثال خاتمی ها نمی توانند با شعار های فریبکارانه و دروغ آنان را منحرف و از اهداف خود باز دارند . دیگر هیچ یک از جناح های حافظ سرمایه و اسلام نمی توانند جوانان را به بازی مسخره انتخابات بکشانند و حول خود جمع کنند .
واضح است که نتیجه های فوق آسان بدست نیامده و جنایات و فجایع عظیم رژیم برعلیه مردم و جوانان ، عمده ترین دلایل حصول این نتایج است .! چرا که ، در این سی سال ضربه های بسیاری از رژیم خورده ایم ، هزینه ها کرده ایم ، محرومیت ها کشیده ایم ، تحقیر و توهین ها شده ایم . همیشه با اختناق ، سانسور ، سرکوب وسرنیزه ، جو رعب و وحشت ، خرافات و تبلیغات و دروغ ، امنیتی و اطلاعاتی ، حراستی وبسیجی روبرو بوده ایم .
بازداشت ربوده ، زندانی ، شکنجه ، کشتار واعدامهای دسته جمعی شده ایم
.

به جرم دگر اندیشی ، حکم و فتوای قتل ما را بعنوان مرتد وکافر از درون متون مذهبی صادر کرده اند . در هجده تیرها به دانشجویان و خوابگاهشان وحشیانه حمله کرده اند و در بند و زیر شکنجه قرارشان داده اند ، به کارگران بارها حمله کرده اند و در جواب چندین ماه نگرفتن حقوق و اعتراض به اخراج و گرسنگی ، گلوله های اسلامی جهل و سرمایه را در خاتون آباد و شهر بابک و بندر دیلم ها تحویلشان داده و به خاک و خونشان کشیده اند . بطوریکه میلیونها جوان کارگر و بیکار در زیر خط فقر ، فقط زنده اند ، حقوقشان چندین ماه پرداخت نمی شود ، اخراج و توبیخ می شوند و حق هیچ گونه تشکل مستقلی را ندارند .
هرچند برای رسیدن به نتایج فوق هزینه ها داده ایم ! قصاص و سنگسار و حتی قبل ازرسیدن به جوانی اعدام شده ایم . تحت حکومت عدل اسلامی و قوانین شرعی طعم تلخ گرسنگی و فقر و بیکاری را بسیار چشیده ایم ، گرفتار اعتیاد و فساد وایدز و فحشا هم شده ایم ، سوخته ایم و زخمها خورده ایم ، افسرده و مضطرب و


نگران و منزوی وخسته و بی تفاوت و نومید هم بوده ایم ، اراذل و اوباش و اخلال گر هم نام گرفته ایم !
|
|
|||


فقر و محرومیت ، گرسنگی و فلاکت ، جهل وفساد ،اعتیاد و فحشا واین محیط آلوده ای که سرمایه و استثمارمسببش بوده بزرگ شده اند ! و کاری ندارد که تحت این اوضاع موجود بوده و هست که هزاران دخترجوان بی گناه و بی پناه ، آواره خیابانها شده ، به فساد و فحشا کشیده شده و دختران فراری لقب گرفته اند !
هر چند برای رسیدن به نتایج فوق تحقیر و توهین ها شده ایم ! با امر به معروف و نهی از منکر اسلامی وبا طرح های مختلف موسوم به امنیت اجتماعی حمله ها ، تحقیر و توهین ها به جوانان شده و می شود . که برای دخالت و کنترل بر نوع پوشش و رنگ واندازه مانتو و کلاه و چکمه زنان و دختران ، برای مدل مو و آرایش سر وصورت جوانان هم آیه پیدا و صادر کرده اند ومامورشلاق و باتون بدست گمارده اند . هرچند با اینترنت ، وبلاگ نویسی ، کوه رفتن ، میهمانی های خصوصی ، جشن ها ، موزیک و ترانه و سرود گوش کردن ها ، رمان و کتاب و شعر و شاملوخواندن ها ، خندیدن و شادی و رقص و عشق ورزی و شور و حال جوانی ها وزندگی خصوصی جوانان هم کار داشته و تعرض و دخالت کرده اند ! هرچند بارها برای شرکت در میهمانی و جشن تولد دوستان ، فامیل و آشنایان بازداشت و زندان شده و کتک خورده اند ، به جرم قدم زدن و صحبت کردن با همسایه و همکلاس دانشگاهی ودوست و حتی خواهر و برادر شان در خیابان توسط ماموران سوال پیچ و مچ گیری و توهین شده اند ، بارها در میان میادین شهر های ایران شلاق بعد از مشروب را هم خورده اند و...
هر چند باعث شده اند میلیونها نفر از ایرانیان آزادیخواه وفعالین سیاسی و کارگری و دانشجوئی و زنان و جوانان مجبور به فرار از جهنم جمهوري اسلامی شوند و محل زندگی و دوستان و رفقا و خاطرات و خانواده و پدر و مادر و همسرخود را ترک کنند و به عنوان پناهجو و پناهنده و مهاجر و تبعیدی آواره و در غربت باشند .
و همانطور که همه می دانیم در آخرین ضربه رژیم به جوانان ، هنوز وپس از چهل روز که از ربودن و بازداشت و به زندان انداختن ، بیش از سی تن از جوانان چپ دانشجو به جرم آزادیخواهی و برابری طلبی گذشته ، نه تنها آزاد نشده اند و تاکنون اجازه ملاقات با خانواده هایشان نیز به آنان داده نشده ، بلکه تحت شکنجه و پرونده سازی های کلیشه ای هم قرارشان داده اند ! واز طرفی پس از هشت ماه که سه دانشجوی امیر کبیر به جرمهای واهی زندان کشیده اند را با وجودیکه حکم آزادیشان هم داده شده را هنوزآزاد نکرده اند !
وهر چند بتازگی،علاوه بر بریدن دست و پای پنج نفر در زاهدان ، به شیوه متحجر و غیر انسانی هزار سال پیش اقوام بدوی در قرن اتم روی آورده و حکم قتل و اعدام متهمانی را داده اند . هرچند بتازگی ها بسیجیانی را آموزش های به اصطلاح عفاف و حجاب داده اند که با نام ناصحان به انجام تذکر لسانی و تعرضی جدید به جوانان بپردازند ، هرچند بتازگی مثلا نمایندگانی از مجلس با حضور احمدی نژاد پس از حج در مجلس با دست زدن به لباسهای او و مالیدن آن به صورت خود برای تبرک از هم پیشی گرفته و حتی یکی از نماینده ها لیوان آب وی را هم می خورد و به لباس های خود می پاشد ، تا پاسدار خرافات اسلامی و ترویج آن باشند ، هر چند رهبرشان بتازگی گوشه چشمی به آمریکا انداخته وبرای حفظ نظام چراغ سبزی برای گفتگو با آنان زده ...
با وجود تمام این فجایع پیام جوانان این است که : زیر بار شما و حکومت سیاهتان نرفته و نمی رویم . فریاد زده و می زنیم که ما عقل داریم و آگاهیم. ما باید آزاد باشیم که فکر کنیم و بگوئیم ، ما باید پیشرفت کنیم و مترقی باشیم ، ما باید رفاه و زندگی انسانی داشته باشیم ، ما قیم و کلیشه های اخلاقی هزار سال پیش را نمی خواهیم ، ما بتها و تابوهای شما را قبول نداریم ، آپارتاید جنسی را نمی پذیریم ، نمی خواهیم زیر باراستبداد و زورگویی و جهل و استثمار شما و سرمایه و اسلامتان زندگی کنیم !
ما ثابت کرده و نشان داده ایم که بدنبال عدالت ، علم و آگاهی هستیم . ضد تحجر ، جزم اندیشی وتبعیض و نابرابری هستیم . برخلاف شما ، فارغ از قوم ، نژاد ، جنسیت ، زبان و عقیده ، عشق به انسانیت را در سر داریم . ثابت کرده ایم که دگر اندیشی و نه گفتن به حکومت جمهوري اسلامي در خونمان جاری است! و نشان داده و خواهیم داد که ما و همه مردم ایران با اتحاد عمل و با در دست داشتن و برافراشتن پرچم همگانی آزادیخواهی و برابری طلبی ، سرنگونتان خواهیم کرد ! تا خود برای زندگی انسانی و آینده مان تصمیم بگیریم ، و تا آن روز از پای نمی نشینیم .
امیر بستان منش - استکهلم
روز دوشنبه 7 ژانویه پلیس سوئد منزل مسکونی حسین محمدزاده را محاصره کرد تا او را بازداشت و به ایران دیپورت کند.
حسین و همسرش از باز کردن در ورودی آپارتمان خود که در طبقه سوم است خودداری کردند و حسین تهدید کرد که در صورت شکستن در و ورود به ساختمان خود را از پنجره به پایین پرت خواهد کرد. این قضیه نزدیک به 8 ساعت به طول کشید و با ورود نیروهای آتشنشانی و پهن کردن تشک مقابل پنجره منزل او اقدام به دستگیری حسین نمودند.
|
|
|||

صحنه دستگیری حسین را مقابل چشم های بهت زده همسرش تصور کنید! و جهنمی را که حسین حاضر شد خود را از پنجره پرت کند تا به آنجا بازگردانده نشود.
اکنون حسین در بازداشتگاه پلیس است و قرار است فردا جمعه 11 ژانویه 2008 به بازداشتگاه اداره مهاجرت انتقال یابد تا به ایران دیپورت شود. فرصت بسیار کم است . شاید ما کمتر از یک هفته وقت داشته باشیم که حسین را نجات دهیم.
برای رسیدن به این هدف سازمان سراسری پناهندگان ایرانی دست به اقدامات مختلفی خواهد زد.
در اولین قدم روز دوشنبه اعتراضی را در مین تریت سازمان داده ایم تا به این اقدام غیر انسانی پلیس سوئد اعتراض کنیم. حضور گسترده مدافعان حقوق پناهندگی و ایرانیان مقیم استکهلم در این اکسیون باعث خواهد شد حسین، زندگینامه اش، 5 سال زندگی در بدترین شرایط در سوئد و همسر ش به مطبوعات سوئد کشیده شوند، در این صورت و با کشیده شدن پای مطبوعات به این ماجرا و مطلع شدن افکار عمومی مردم سوئد، یقینا و بدون شک پلیس سوئد عقب خواهد نشست و از دیپورت حسین خودداری خواهد کرد.
این بستگی به حضور گسترده شما ایرانیان مقیم استکهلم در اکسیون روز دوشنبه دارد. یک ساعت از وقت خود را برای نجات زندگی یک پناهجوی ایرانی اختصاص دهید.
همسر و وکیل حسین در این اکسیون شرکت خواهند کرد و منتظر اعلام حمایت و شرکت شما در این اکسیون هستند.
بیایید اخرین فرصت را برای نجات حسین از دست ندهیم
مکان: مین توریت
زمان: دوشنبه 14 ژانویه ساعت 10.30
تلفن تماس: 0739286842 رعنا کریم زاده
سازمان سراسری پناهندگان ایرانی واحد استکهلم

.

.
